پژوهشكده تحقيقات اسلامى
124
مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )
ادب خاص عباس در برخورد با امام حسين ( ع ) بسيار چشمگير بود . او امام را برادر صدا نمىكرد و همواره امام حسين ( ع ) را با عبارت : « سيّدى و مولاى . . . » خطاب مىنمود . « 1 » در حماسهء عاشورا روز هفتم محرّم يزيديان آب را به روى اصحاب امام حسين ( ع ) بستند . آن حضرت برادرش عباس را مأمور تهيه و تدارك آب براى خيمهگاه جبهه حق كرد . عباس به همراه سى مرد سوار و بيست نفر پياده به سوى فرات روان شدند . فرات در محاصرهء نيروهاى دشمن بود و براى دسترسى به آب بايد عملياتى قهرمانانه صورت مىگرفت . اين گروه به شط رسيدند و مشكها را از آب پر كردند . در حال برگشت از فرات ، نگهبانان راه را بر آنان بستند . جمعى با نيروهاى دشمن به نبرد پرداختند و جمعى ديگر آب را به مقصد رساندند . عباس ، خود در جمع كسانى بود كه سلاح بركف نبرد مىكردند . آنها پس از انجام موفق اين مأموريت ، به خيمهها بازگشتند . « 2 » غروب نهم محرّم ، عمر سعد فرمانده سپاه باطل ، فرمان حمله داد و جمعى به اردوگاه اباعبداللَّه ( ع ) تاختند . امام ، برادرش عباس را همراه بيست نفر براى گفتگو با مهاجمان فرستاد . حمله كنندگان گفتند يا جنگ يا تسليم . عباس اين خبر را به امام رساند . امام حسين ( ع ) فرمود : بيعت و سازش هرگز ! ما براى جنگ آمادهايم . برادرم عباس ! برو و از اينان بخواه كه تا فردا صبح به ما مهلت دهند تا امشب به عبادت خدا و تلاوت قرآن بپردازيم ، كه من نماز را بسى دوست مىدارم . « 3 » امان نامه صداى شمر از پشت خيمههاى امام حسين ( ع ) به گوش رسيد . او عباس و برادرانش را صدا مىكرد تا به آنها امان نامه بدهد . عباس بى اعتنايى كرد ، ولى امام فرمود : برادرم عباس ! هر چند او فاسق است ، ولى جوابش را بده ، ببين چه كار دارد ؟ عباس به همراه برادرانش از خيمه بيرون رفتند . شمر امان نامهاى را كه ابن زياد داده بود ، به عباس نشان داد و گفت :
--> ( 1 ) . زندگانى قمر بنى هاشم ، ص 197 ( 2 ) . نفس المهموم ، ص 111 ؛ بحارالانوار ، ج 44 ، ص 388 ( 3 ) . الارشاد ، مفيد ، ص 230